علي دايي متولد ۱ فروردين سال ۱۳۴۸، بازيکن ايراني و از مشهورترين بازيکنان تاريخ تيم ملي فوتبال ايران است. تا پايان جام جهاني ۲۰۰۶ بازيکن اصلي و کاپيتان تيم ملي ايران بود. دايي ۱۰۹ گل ملي در کارنامه خود دارد و با فاصله زيادي بهترين گل زن بازيهاي ملي در تاريخ فوتبال جهان است. دايي سابقه بازي در تيم هاي آلماني هم چون بايرن مونيخ را دارد و به همراه اين تيم به نايب قهرماني جام باشگاه هاي اروپا دست يافته است. او اکنون در باشگاه سايپا به عنوان سرمربي تيم سايپا فعاليت مي کند.
باشگاهي
دايي، فوتبال را از باشگاه هاي کوچک شهر اردبيل هم چون استقلال اردبيل و شهرداري اردبيل آغاز کرد. او پس از قبولي در دانشگاه صنعتي شريف و اقامت در تهران به تيم تاکسيراني تهران پيوست. او سپس به بانک تجارت پيوست و در اين تيم بود که او مورد توجه بيشتري قرار گرفت و براي اولين بار به تيم ملي دعوت شد. دايي بعدها به پرسپوليس تهران و سپس السد قطر پيوست و از اين اين تيم راهي اروپا شد و همراه با کريم باقري به آرمينيا بيلهفلد باشگاه آلماني و خداداد عزيزي به اف سي کلن پيوست. مقصد بعدي او بايرن مونيخ آلمان بود. فرانس بکن بائر رييس باشگاه بايرن مونيخ علي دائي را براي اين باشگاه انتخاب کرد و وي را مهاجمي در سطح جهاني قلمداد کرد. حضور دايي در بايرن مونيخ آلمان نقطه اوج فوتبال او بود، زيرا پيش از آن حضور بازيکني ايراني در يک باشگاه معتبر نظير بايرن مونيخ سابقه نداشت. دايي به همراه بايرن مونيخ تا فينال جام باشگاه هاي اروپا رفت و در نهايت مدال نقره آن بازي ها را به دست آورد. گر چه دايي در بازي فينال به ميدان نيامد. او سپس به هرتا برلين آلمان پيوست و با پوشيدن پيراهن ۹ از اصلي ترين بازيکنان اين تيم بود. دايي با هرتا برلين هم در جام باشگاه هاي اروپا بازي کرد و دو بار دروازه چلسي و يک بار دروازه آث ميلان را گشود. حضور موفق علي دائي در باشگاه هاي اروپايي راه را براي بسياري از بازيکنان آسيايي از جمله هيده توشي ناکاتا و مهدي مهدوي کيا گشود. علي دايي با باشگاه سايپا به عنوان بازيکن و سرمربي تيم سايپا فعاليت خود را آغاز کرد. اين تيم توانست در خرداد ماه ۸۶ قهرماني ششمين ليگ برتر را به دست آورد. او هم زمان با قهرماني سايپا در روز ۲۸ مي ۲۰۰۷(۷ خرداد ۱۳۸۶) بازدن گل قهرماني سايپا که آخرين گل اقاي گل جهان بود از بازي کردن فوتبال براي هميشه خداحافظي کرد. علي دايي در سال هاي اخير همواره بازيکن اصلي ايران و کاپيتان اين تيم بوده است. او بيشترين بازي ملي و بيشترين گل زده تاريخ تيم ملي را دارد(گل هاي زده او در ميان تمام تيم هاي جهان نيز اول است). او در جام ملت هاي آسيا ۱۹۹۶ امارات به همراه باقري و عزيزي از بهترين ستارگان ايران بود. او در بازي معروف ايران و استراليا در بازي پلي اف مقدماتي جام جهاني ۱۹۹۸ فرانسه پاس گل دوم ايران را براي خداداد عزيزي ارسال کرد و اين گل باعث راهيابي ايران به جام جهاني شد. او به همراه ايران در دو جام جهاني ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۶ آلمان به ميدان آمد و تا به حال در۵ بازي ايران در اين بازي ها شرکت کرده است. اين پاس دايي بود که زمينه گذار گل مهدوي کيا به آمريکا در جام جهاني ۹۸ شد. از نقاط اوج دوران ورزشي دايي را مي توان روز ۱۴ نوامبر ۲۰۰۴ دانست. او در اين روز و در مسابقات مقدماتي راهيابي به جام جهاني ۴ بار دروازه لائوس را گشود تا نام خود را به عنوان اولين فوتباليست تاريخ جهان که ۱۰۰ گل در بازي هاي ملي به ثمر رسانده ثبت کند. علي دايي در ليگ برتر ايران در سال ۱۳۸۶ به عنوان سرمربي و بازيکن توانست تيم سايپا را به قهرماني برساندو توانايي هاي خود را به رخ منتقدان بکشد و بر افتخارات خود بيافزايد.
تيمهاي باشگاهي
▪ سلمان آباداردبيل، تاکسي راني، بانک تجارت، پرسپوليس(ايران).
بهترين گلزن در بازي هاي بينالمللي
وي يکي از بهترين گلزنان تاريخ فوتبال و نفر اول در ليست گلزنان بينالمللي است. او هم چنين بهترين گلزن در تاريخ بازي هاي آسيايي است. در دور مقدماتي جام جهاني سال ۱۹۹۸ هم، او با به ثمر رساندن 38 گل در 56 بازي در رتبهي اول قرار داشت. در سال ۱۹۹۶ با به ثمر رساندن ۲۰ گل، دايي به عنوان بهترين گلزن در بازي هاي بينالمللي توسط فدراسيون تاريخ و آمار فوتبال(IFFHS) معرفي گرديد. در ضمن دايي اولين گلزن آسيايي جام باشگاه هاي اوروپا است از جمله گل هاي بيادماندني او دوگل او به چلسي و تک گل او به ميلان ACدر ليگ قهرمانان اروپا که باعث صعودتيم هرتابرلين به مرحله بعد ليگ قهرمانان شد.
زندگي شخصي
علي دايي در اردبيل متولد شد. او بعدها به دانشگاه صنعتي شريف راه يافت و ليسانس خود را در رشته متالورژي دريافت کرد. علي دائي علاوه بر فوتبال در تجارت نيز مردي موفق بوده است. وي گرداننده چندين شرکت بزرگ و رستوران هاي متعدد است. دائي هيچ گاه از خرج کردن ثروت خود در راه کمک به افراد بي بضاعت و امور خيريه دريغ نورزيده است. اين فوتباليست برجسته ايراني طي سال هاي اوج فوتبال خود بارها در مسابقات فوتبال با نيات خيرخواهانه به ميدان رفته است، از جمله در ديدار ستارگان فوتبال جهان و تيم منتخب بوسني با همراهي روبرتو باجو و ديگر ستاره هاي افسانهاي فوتبال. او هم چنين همراه بامادلين آلبرايت و ديويد بکام با سازمان يونيسف همکاري داشته است. دايي هم چنين داراي تابعيت دوگانه ايراني و آمريکايي است.
عضويت در فيفا
علي دائي توانست براي اولين بار يک بازيکن ايراني باشد که عضو کميته بين المللي فوتبال فيفا گردد و فوتبال ايران را در عرصه بين المللي مطرح کند.
▪ آرمينيا بيلهفلد، بايرن مونيخ، هرتابرلين(آلمان).
▪ السد(قطر).
▪ پرسپوليس، صبا باتري(ايران).
▪ سايپا تهران.
-
جمعه 10 اردیبهشت 1389
4:33 AM
نظرات(1)
امروزه در جهان روش هاي متعددي براي انجام مديتيشن وجود دارد. هر چند در روش و شيوههايي که استفاده مي شود، تفاوت هايي بين انواع مديتيشن ديده مي شود، ولي در واقع هدف نهايي آنها مشترک است.
● روش قلبي در مديتيشن
در اين روش بر نقش عشق و احساس تأکيد مي شود. مريدان اين روش معتقدند هر چه انسان آزادتر، بي دردسرتر و کاملتر باشد، بيشتر مي تواند بر موانع رشدش که در اثر تعليم و تربيت غلط و تجربيات اوليهاش به وجود آمده، غلبه کند و بيشتر مي تواند به طور طبيعي دوست بدارد و بهتر مي تواند با ديگران رابطه برقرار کند.
از اين رو توجه به تفاوت آنها در روش اجرا، چندان اهميتي ندارد و آنچه مي بايست مورد توجه قرار گيرد، وحدت باطني آنهاست. فرد يکي از روش ها را انتخاب مي کند و با مهارت پيدا کردن در يکي از اين روش ها به راحتي مي تواند شيوههاي ديگر را نيز بکار گيرد و از آنها استفاده کند.
اينکه فرد کدام روش را برگزيند و از کدام نوع مديتيشن کار خود را شروع کند، هيچ قانون قطعي ندارد. هر روشي که خود فرد شخصاً با آن احساس راحتي مي کند، همان بهترين نقطه شروع است.
بعد از مدتي که به طور جدي در آن راهکار وارد شد، مي تواند روش هاي ديگر را نيز امتحان کند. پس مهم نيست کدام روش را برمي گزيند، همه آنها در نهايت به يک جا مي رسند.
يکي از استادان اين کار مي نويسد: "خداوند يکي را با فرياد برمي گزيند، ديگري را با آواز و سومي را با زمزمه. "
اما يک راه ساده وجود دارد که مطمئن شويد روش انتخابي، براي شما مناسب هست يا نه؟ براي اين کار به احساسات و حالات خود بعد از انجام تمرين توجه کنيد (تأثيرات مديتيشن).
به طور طبيعي بعد از اتمام تمرين، بايد احساس سر حالي و نشاط کنيد. بعد از تمرين از خودتان بپرسيد که حالا نسبت به قبل از انجام مديتيشن چطوريد؟ اگر کاري که مي کنيد، درست باشد و شيوه انتخابي، مناسب شخص شما باشد، باعث سرحالي و نشاط شما مي شود. در غير اين صورت بهتر است، روش هاي ديگر را نيز امتحان کنيد.
در برخي روش هايي که به عنوان روش قلبي طبقه بندي مي شوند، روي عشق به ديگران تأکيد مي شود و در برخي روي عشق به خود و در برخي ديگر روي عشق به خداوند. در نهايت همه به يک جا مي رسند که عشق به هر سه است.
-
پنج شنبه 26 فروردین 1389
6:24 AM
نظرات(0)
فراغت شامل فعالیت هایی جدا از اجبارهای شغلی، خانوادگی و اجتماعی است كه در آن فرد فقط به میل خود عمل می كند. در نتیجه فراغت، كار یا بیكاری نیست، بلكه یك تجربه با ارزش زندگی است و به قول ارسطو، فراغت جدی ترین مشغله انسان است. پركردن اوقات فراغت دانش آموزان در فصل تابستان گاه به معضلی جدی برای والدین تبدیل می شود. اگر از اوقات فراغت تابستان به خوبی استفاده شود، می تواند به دورانی اثرگذار در زندگی حال و حتی آینده كودكان و نوجوانان تبدیل شود، ولی در بسیاری از مواقع چنین اتفاقی نمیافتد. تا نیمه های شب پای تلویزیون نشستن، ساعت ها بی هدف پشت رایانه بودن، صبح ها تا دیر وقت خوابیدن و بخش عمده روز را با كسالت سپری كردن یك مشكل بارز از نحوه گذران اوقات فراغت دانشآموزان در شهرهاست. تحقیقات اجتماعی نشان می دهد یكی از عوامل مهم بزهكاری در نوجوانان خالی بودن اوقات فراغت آن هاست و در این ایام است كه زمینه های پذیرش رفتارهای ناهنجار، اعتیاد و انجام جرایم شكل می گیرد. كمال مطلوب اجتماعی در این مورد آن است كه تمام وسایل مادی، معنوی و فضای سالم جهت بهره جویی عمومی آماده شود و با حذف زمینه های فقر اقتصادی، فرهنگی و تربیتی، انگیزه های سالم در میان طبقات مختلف جامعه پرورش یابد. جهت پر كردن اوقات فراغت بچه ها نباید آن ها را با اصرار به كلاس فرستاد، بلكه می توان از خودشان پرسید كه چه چیزی خستگی شان را برطرف میكند و آن ها را به سمت كارهای مورد علاقه شان سوق می دهد. اوقات فراغت به نظر بعضی از والدین و مسئولان چیزی زاید است .طبیعی است كه اگر برای اوقات فراغت بچه ها هدف گذاری نشود، به طور حتم این اوقات زاید به نظر می رسد و والدین روزشماری می كنند كه تابستان هر چه زودتر به پایان برسد. برنامهریزی اوقات فراغت نمی تواند چیزی مستقل و بی ارتباط با سایر اوقات باشد، بلكه باید در كنار برنامه كلان زندگی، مفید، راه گشا و زمینه ساز باشد. در غیر این صورت خواه ناخواه بخش هایی از عمر پر ارزش انسان در وادی پوچی و بیثمری از بین می رود و صرف كارهای بیهوده می گردد. یكی از روش هایی كه می تواند اوقات فراغت افراد جامعه را زیر پوشش قرار داده و بسیاری از ضعف ها و كمبودهای جسمانی و روانی را رفع و درمان كند، ورزش و تفریحات سالم است. تربیت بدنی و ورزش گذشته از جبران ضعف ها و حفظ تندرستی افراد، آنان را برای زندگی، تلاش و اهداف مشترك آماده می سازد. استفاده از بازی در اوقات فراغت فرصتی را برای پیشرفت فرد فراهم می نماید. یكی از مهم ترین نعمت ها، نعمت تندرستی و سلامت است كه می تواند در موفقیت انسان عامل مهمی باشد. خانواده و یا در واحد بزرگ تر جامعه تنها زمانی قادر خواهد بود راه ترقی و تكامل را طی كند كه متشكل از افرادی سالم، با ارزش و پاك باشد. نكته مهم این است كه همه افراد جامعه از كودكان تا بزرگسالان باید بیاموزند كه تندرستی پدیدهای است كه عوامل مختلفی در حفظ، بقاء و یا از بین رفتن آن دخالت دارند و تربیت بدنی عامل بسیار مهم و ارزندهای است كه می تواند به عنوان یك وسیله آموزش عملی و واقعی مفهوم و اعتقاد به تندرستی را در افراد ایجاد نماید. در آموزش و پرورش نیز نخستین هدف، رشد ابعاد گوناگون شخصیت فرد از جنبه های جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی است. ورزش و هدف تربیتی آن، یادگیری مهارت های رفتاری را باعث می شود و با چنین تعبیری ورزش به عنوان یك وسیله كمك كننده عملی، پیوسته با تربیت همراه است. معلمان ورزش باید كودكان و نوجوانان را تشویق كنند تا در اوقات فراغت به فعالیت های ثمربخش و سودمند بپردازند. مربی علاوه بر آموزش بازی و انواع مهارت های ورزشی به دانشآموزان، باید فعالیت های ورزشی را برای آن ها لذت بخش كند، زیرا لذتبخش بودن ورزش موجب می شود كه كودكان در اوقات فراغت، خود بخود بدان روآورده و بدین ترتیب در آن ها انگیزه استمرار فعالیت های ورزشی ایجاد می شود. به هنگام اجرای فعالیت های ورزشی در اوقات فراعت، باید كودكان و نوجوانان را با ورزش های گروهی آشنا كرد تا در موقعیت های مختلف بتوانند از آن استفاده كنند. آشنایی كودكان و نوجوانان به مقررات ورزشی و اجرای آن در بازی های ایام فراغت ضروری است، زیرا لازم است فرصت استقلال فكری و تصمیم گیری به كودكان داده شود تا در چنین فعالیت های مهمی شركت كنند و اِعمال مدیریت و همكاری با دیگران را به طور عملی تمرین كنند. كودك یا نوجوان باید خود را بشناسد، او می تواند از طریق تجربه های صحیح ورزشی، خود را بشناسد و به قدرت ذهنی و جسمی خود پی ببرد. در امر تربیت، نه تنها شناخت كودك از دیدگاه مربی مهم است بلكه "خویشتن شناسی" كودك از نظر خود و در ارتباط با دیگران اهمیت خاصی دارد. خودشناسی موجب می شود كودك بتواند به موفقیت خود در اجتماع و ارتباط با دیگران، بیشتر پی برده و دریابد دیگران او را چگونه می بینند، در نتیجه نسبت به حدود توانایی، استعدادها، قدرت های ذهنی و جسمی خود شناخت صحیح تری پیدا میكند؛ به عبارت دیگر، در شناخت خود به واقعیت نزدیك تر می گردد و این خودشناسی عامل مهم در امر یادگیری است. زمانی كه كودك احساس كند او را دوست دارند، به او احترام می گذارند، مورد قبول اطرافیان و نزدیكان است و موفقیت هایش بر شكست هایش فزونی دارد، در راه استقرار و پی ریزی خودشناسی مفید و مطلوب قرار گرفته است. هیچ چیز به اندازه موفقیت، موجبات پیشرفت كودك را فراهم نمی آورد و موجب خودشناسی مطلوب او نمی شود. تربیت بدنی فرصت های زیادی برای كودك فراهم می سازد تا او بتواند خود را نشان دهد، در انجام كارها توفیق یابد، حس ابتكار در او تقویت شود و در محدوده توانایی های ذهنی، جسمی، عاطفی و اجتماعی خود تجارب و پیشرفت هایی به دست آورد. كودكان و نوجوانان از طریق ورزش و تربیت بدنی در برابر صفت های منفی ایستادگی پیدا خواهند كرد. از آن جا كه سراسر زندگی مبارزه و مسابقه است، اجرای مسابقه و گنجاندن آن در برنامه های ورزشی كودكان، نباید نادیده گرفته شود. مسابقه با همسالان اگر بر مبنای صحیحی برنامه ریزی شده باشد از نظر تربیت و پرورش كودك، مهم و مفید است. كودكان به طور طبیعی میل دارند خود را با دیگران مقایسه كنند و نه تنها از آنان باز نمانند بلكه از دیگر همسالان و همكلاسان خود چندین گام جلوتر قرار بگیرند. این برتری باید در مسیر تربیتی قرار گیرد تا از رقابت های نادرست، مخرب و مضر جلوگیری به عمل آید. كامیابی هر كودك باید با توجه به توانایی های خود او سنجیده شود نه نسبت به دیگر كودكان هم سن او. باید به كودكان یاد داد در انجام مسابقه های ورزشی، بدون توقع پیروزی حتمی، بیشترین سعی خود را به كار گیرند.
-
سه شنبه 17 فروردین 1389
8:15 AM
نظرات(0)
کارکردن با رايانه در تمام طول روز براي بدن ما مناسب نيست. اگر مجبور هستيد در تمام طول روز پشت ميز بنشينيد، انجام برخي نرمش هاي ساده باعث بهبود سلامتي و وضعيت جسمي شما مي گردد.
● نحوه نرمش:
۱) بصورت صحيح و درست پشت يک ميز کار يا اداري بنشينيد. کمر خود را صاف کرده، شانه ها را به عقب برده، قسمت فوقاني صفحه نمايشگر بايد با چشمان شما در يک راستا قرار گيرد. اگر بايد به بالا و پايين کنيد، کافيست ارتفاع صفحه نمايش خود را تنظيم کنيد. در اين حالت اگر مجبور هستيد که به طرف جلو مايل شويد تا صفحه مانيتور را ببينيد، ابتدا ديد چشمانتان را امتحان کرده و سپس فاصله را تنظيم نماييد. بعد از مدتي اين وضعيت نشستن در بدن شما جا افتاده و نيازي به تمرين و دقت هميشگي نيست. ۲) وقتي مشغول تايپ کردن هستيد بدن خود را در يک وضعيت متعادل و مناسب نگه داريد. اطمينان حاصل کنيد که مچ دستان شما اندکي از آرنج شما پايين تر باشد. اين عمل از ابتلا به نوعي سندرم تونلي در مچ دست شما جلوگيري مي کند. پاهايتان را از زانو خم کرده، طوري که زانو از باسن اندکي بالاتر قرار گيرد.کف پا را صاف روي زمين قرار داده يا روي يک چارپايه يا وسيله ديگري قرار دهيد. ۳) هر نيم ساعت يکبار از جاي خود بلند شده و با حرکات کششي بدن خود را نرمش داده يا براي چند لحظه قدم بزنيد. ۴) ساق پاهايتان را بکشيد و در اين حين براي چند لحظه از نگاه کردن و خيره شدن به صفحه نمايشگر بپرهيزيد. اين عمل باعث جلوگيري از پخش شدن لخته هاي خون در پاهاي شما مي گردد. بخاطر داشته باشيد که لخته شدن خون در کاربران ميانسال رايانه بسيار معمول است. ۵) ياد بگيريد که چگونه اعضاي بدن خود را نرمش دهيد.براي نرمش دادن گردن، سر خود را به جلو و عقب و چپ و راست و طرفين خم کنيد. هرگز سر خود را در اطراف گردن به صورت دايره وار نچرخانيد. اين عمل باعث صدمه زدن به مفاصل گردن شما مي شود. ۶) اگر مدت زيادي به تايپ کردن مشغول شديد براي چند لحظه مچ دستان خود را به صورت دايره وار چرخانده و ورزش دهيد. اينکار باعث جلوگيري از ابتلا به سندرم تونلي مچ دست مي شود.
-
پنج شنبه 5 فروردین 1389
3:56 AM
نظرات(0)
ورزش های سخت و تند، باعث لخته شدن خون در داخل رگ های خونی و در نتیجه توقف گردش خون در ماهیچه های قلب و درد شدید در قلب می گردد. برعکس "پیاده روی با کمی سرعت" ورزشی ساده و امن بوده و نقش مهمی در سلامت بدن و پیشگیری از بیماری ها دارد و باعث از بین بردن افسردگی می شود. هنگام راه رفتن، عضلات همانند تلمبه کار می کنند و خون به راحتی در قلب جریان می یابد. در ورزش، ران ها و ساق های پا نسبت سایر اعضای بدن نقش مهم تری دارند. اگر حرکت این اندام ضعیف و سست باشد، قوه محرکه بدن برای انتقال خون به قلب کافی نیست. لذا پیاده روی سریع به مراتب بهتر از دویدن است. پیاده روی سریع به گردش بهتر خون کمک کرده و برای افزایش مصرف اکسیژن مناسب است و بر شدت ضربان قلب می افزاید. پژوهشگران معتقدند، هنگام راه رفتن سریع باید طی 10 دقیقه حدود یک کیلومتر راه رفت. البته برای سالخوردگان و افراد ضعیف تر این مسافت کمتر است. افرادی که چاق هستند و ورزش می کنند، به تدریج باید سرعت راه رفتن را بیشتر کنند، طوری که در هر دقیقه تقریبا 70 متر راه بروند. بسیاری از افراد هنگام صبح پیاده روی می کنند و حدود 15 دقیقه این کار را انجام می دهند. پیاده روی روی اشتها و کیفیت خواب تاثیر مثبتی دارد.نکات مهم در پیاده روی سریع پژوهشگران توصیه می کنند که در پیاده روی سریع باید به چند نکته مهم توجه کرد: - هنگام راه رفتن باید سر را بالا نگه داشت؛ - سینه را جلو و دست ها را تا حد امکان باز و بسته کرد.- گام ها باید بلند برداشته شود و سرعت آن باید سریع تر گردد.- مرکز ثقل کمر باید بر روی گام های بلند باشد. - هنگام راه رفتن باید از همه عضلات بدن استفاده کرد.- این راه رفتن برای کاهش دردهای کمر و شانه و بهبود کارایی اعضای داخلی بدن مفید است. - این پیاده روی باید مستمر باشد و همیشه ادامه یابد. - با این حال نباید در این زمینه افراط کرد. به ویژه سالخوردگان مبتلا به بیماری های قلبی در پیاده روی باید بر اساس توانایی خود عمل کنند و بیش از حد از نیروی بدنی خود استفاده ننمایند
-
شنبه 10 بهمن 1388
4:37 AM
نظرات(0)
حکایتی از یک قهرمان جهانی تنیس ...
«آرتور اشی» قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خونِ آلوده ای که در جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه هایی از طرف دارانش دریافت کرد. یکی از طرف دارانش نوشته بود: «چرا خدا تو را برای چنین بیماری ای را انتخاب کرد؟»
ماخذ :
روزنامه راه نجات
او در جواب گفت: در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند. 5 میلیون نفر یاد می گیرند که چه گونه تنیس بازی کنند. 500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند.50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. 5 هزار نفر سرشناس می شوند. 50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند، چهار نفر به نیمه نهایی می رسند و دو نفر به فاینل ... و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدایا چرا من؟ و امروز هم که از این بیماری رنج می کشم، نمی گویم خدایا چرا من؟
در نبرد بین روزهای سخت و انسان های سخت، این انسان های سخت هستند که باقی می مانند، نه روزهای سخت.
و به قول اُرد بزرگ: «مستمند کسی است که دشواری و سختی ندیده باشد و سختی های بزرگ به آدمی نیرویی دو چندان می بخشد»
-
سه شنبه 22 دی 1388
8:07 AM
نظرات(0)
لیست خرید علی دایی سرمربی پرسپولیس برای فصل آینده مشخص شد.
این دوست نزدیک سرمربی پرسپولیس که نگران فاش شدن اسمش است با بیان این مطلب میگوید: «البته چیزی مشخص نیست.من هم در حد حرف شنیده ام اجازه بدهید خودش بعدا اسامیرا اعلام میکند.»وقتی نام بازیکنان مد نظر که کاملا مشخص است در تفکرات دایی جا دارند را ذکر میکنیم نه تایید میکند و نه تکذیب،فقط میگوید«امکانش هست»
به احتمال فراوان در لیست دایی بازیکنانی مثل مجید غلامنژاد، حسین کعبی، جلال حسینی، کریم انصاریفرد و غلامرضا رضایی حضور خواهند داشت.
این طور به نظر میرسد دایی قصد دارد فصل آینده یک خانه تکانی اساسی در پرسپولیس انجام دهد و به احتمال فراوان شیث رضایی، علیرضا محمد، جلال اکبری، نبیباقریها در لیست فروش این تیم قرار خواهند گرفت. این اتفاق در حالی خواهد افتاد که با توجه به قرارداد یک و نیم ساله دایی با پرسپولیس علی کریمیهم فصل آینده نیز جایی در این تیم نخواهد داشت.
-
شنبه 12 دی 1388
4:10 AM
نظرات(0)
درس تربیتبدنی این قابلیت را دارد که در کنار تعلیم حرکت، از طریق حرکت برای تعلیم موثر واقع شود.
در برنامههای درسی درهم تنیده، تربیتبدنی میتواند کمک موثری برای سایر دروس باشد.
بهانه این مقاله کمتوجهی معلمان به ساعات ورزش کودکان کمتوان است. اگر چه افراد کم توان ذهنی در مقایسه با افراد معلول از استعداد کمتری برخوردار هستند ولی علاقه آنها نسبت به شرکت در فعالیتهای ورزشی و یادگیری اگر بیش از افراد عادی نباشد، کمتر هم نیست. باید دانست که تربیتبدنی در آموزشگاههای کودکان کمتوان ذهنی مفهوم بازی به شکل آزاد یا حکم ساعت تنفس بین ۲ کلاس را ندارد.
کلاس درس تربیتبدنی حکم آزمایشگاهی را دارد که طی آن، دانشآموز با وظیفه مهم فراگیری حرکت و یادگیری از طریق حرکت درگیر می شود. هدف اصلی این درس سرگرمی و شادی نیست. ممکن است هدف دانشآموز سرگرمی و شادی باشد ولی معلم نباید چنین هدفی داشته باشد.
شادی و تفریح و سرگرمی محصول فرعی یک برنامه خوب تربیتبدنی است. باید سعی کرد به این دانشآموزان با دیدی نگریست که تواناییهای آنان در اجرای حرکات مورد توجه قرار گیرد، نه محدودیتهایشان. چنین تاکیدی بر جنبههای مثبتتر تا اندازهای از زدن برچسب «ناتوان بودن» که غالباً باعث زیان رساندن به آنان میشود، میکاهد.
در برنامههای درسی تربیتبدنی در موقعیتهای پرورشی ویژه، به افرادی که قادر نیستند از برنامههای ویژه پرورش بدن استفاده کنند، اسامی مختلفی داده شده است. در میان واژههای مورد استفاده کلمههای تربیتبدنی اصلاحی، تربیتبدنی تکاملی برای رشد و تربیت بدنی انطباقی (برای رشد و سازگاری و بهبودی) دیده میشود. منظور اصلی تمام این برنامهها یکی است: رشد و پرورش سلامتی کلی، همراه با تاکیدی بر بهبود وضعیت بدن و شرایط کلی آن با توسل به فعالیتهای حرکتی.
تربیتبدنی اصلاحی عبارت است از برنامههایی که با توسل به تمرینهای خاص بر اصلاح، تغییر کارکرد، یا تغییر ساختمان بدن تاکید دارد. تربیتبدنی تکاملی برای رشد، بر پرورش تواناییهای حرکت و آمادگی بدنی افراد که پایینتر از سطح مورد قبول هستند، تأکید میورزد.
تربیتبدنی انطباقی عبارت است از برنامهای که اهداف تربیتبدنی عادی را دنبال میکند، اما با تغییرهایی در آنها تلاش میکند نیازهای کودکان استثنایی، از جمله کودکان کمتوان ذهنی را برآورد و در خور تواناییهای آنان باشد. در اینجا لازم به یادآوری است که واژه انطباقی به طور اعم به صورت بسیار گستردهای در تمام برنامههای دانشآموزان بیمار و ناتوان به کار میرود.
اما بسیار مناسب است که به دلیل جلوگیری از بروز هرگونه ابهام، واژه انضباطی تنها در زمینههای محدود به کار رود. پس بجاست که از واژه تربیتبدنی ویژه، به دلیل آن که دربردارنده مفهوم کمک به دانشآموزان معلول (همچنین معلولین ذهنی) و رفع تمامی نیازهای آنان از طریق برنامههای ویژه تربیت بدنی است، استفاده شود.
● اهداف برنامه ویژه
هدف برنامه ویژه تربیتبدنی این است که از طریق فعالیتهای انتخابی در برنامهای دقیقا طراحی شده به دانشآموز کمتوان ذهنی کمک کند تا به حداکثر رشد جسمی، فکری و اجتماعی دست پیدا کند. برای دستیابی به چنین هدف کلی، میتوان اهداف زیر را در نظر گرفت:
۱) حداکثر رشد آمادگی بدنی و افزایش قابلیتهای جسمانی.
۲) رشد مهارتها در اعمال حرکتی پایه و به کار انداختن اعضاء و عضلات خود.
۳) بالا رفتن گرایش برای بهبود مداوم وضعیت بدن.
۴) رشد شناخت از بدن.
۵) دادن احساس ارزش و بها به دانشآموز به عنوان یک فرد، بدون در نظر گرفتن معلولیت او.
۶) تامین احتیاجات بدنی و روانی کودکان ضمن شرکت دادن آنها در بازیهای دستهجمعی و کمک به آنها در اجرای مهارتهای لازم در اینگونه بازیها.
۷) رشد مهارتهای ورزشی برای شرکت در ورزشها به منظور پر کردن اوقات فراغت.
۸) تامین سلامتی و نشاط.
۹) ایجاد عادات ایمنی و آشنا ساختن آنها با اجرای کارهای مقدماتی در موقع برخورد با حوادث و مشکلات.
۱۰) ایجاد عادات بهداشتی.
۱۱) تقویت روحیه اجتماعی و میل به همکاری از طریق شرکت دادن آنان در بازیها و ورزشهای عمومی و دسته جمعی.
۱۲) پرورش روحیه نظم و انضباط.
۱۳) تقویت و شکوفایی قوای عقلانی کودکان از طریق شرکت آنها در بازیها و ورزشهایی که مستلزم به کار گرفتن تفکر و شناخت موقعیتها است.
۱۴) اصلاح فعالیت و اندیشههای نادرست دانشآموز کمتوان ذهنی و متعادل کردن احساسات درونی او.
● تدریس تربیتبدنی ویژه
وظیفه معلم ایجاب میکند که برای یادگیری محیط مناسبی تدارک ببیند. ثمره این محیط مناسب ایجاد تغییرهایی چند در دانشآموز خواهد بود. در تربیتبدنی بدون شک بارزترین تغییرها، بهبودی مهارتهای حرکتی و بالا رفتن سطح آگاهی بدن است، این تغییرها نه تنها در توفیق دانشآموز هنگام شرکت در بازیها و فعالیتهای تربیت بدنی آشکار میشود، بلکه در بهبودی کلی الگوهای حرکتی نیز موثر خواهد بود.
تغییر مطلوب دیگری که به وجود خواهد آمد و به دلیل این که کمتر عیان است احتمالا از دید عامه پنهان میماند، گاهی فزاینده و ارزیابی دقیقتر دانشآموز از محدودیتها و خصوصیات خویش است.
این آگاهی در برخورد با دیگران با حالت پختهای ظاهر میشود و برای دانشآموزان کمتوان ذهنی که از ناسازگاریهای شدید شخصیتی رنج میبرند، در جهت سازگاری بهتر و پیشرفت و تکوین ویژگیهای کلی شخصیت، نخستین گام به حساب میآید.برای فراهم ساختن چنین محیط آموزشی، که چنین نتایج مطلوبی دربرداشته باشد، معلم به دانش و کارورزی نیاز دارد و همچنین باید از ویژگی، شخصیت و خوی و خصلت ویژهای برخوردار باشد.
معلم این دانشآموزان باید علاوه بر خصوصیات کلی یک معلم عادی، دارای صفات و ویژگیهای خاصی باشد.
● صفات معلم تربیتبدنی ویژه
شاید مهمترین صفتی که معلم دانشآموزان کمتوان ذهنی باید داشته باشد، بلوغ عاطفی است. بلوغ عاطفی عبارت است از حل مسائل و سازش با شرایط محیط بدون نیاز به درگیری عاطفی زائد. معلم باید بیچون و چرا بر وی تاثیر بگذارد و حدنهایی موفقیت در سازگاری را به آنان عرصه بدارد.
معلمی که قادر نیست مسائل روانی خود را حل کند، احتمالاً قادر نخواهد بود در حل مسائل، شاگردانش را یاری کند. به ویژه اگر رفتار وی حاکی از عدم بلوغ باشد، امکان دارد به جای آن که برای سازگاری با کمبودها به طرزی رضایتبخش به دانشآموزان کمک کند، حتی در عدم سازگاری آنان نیز سهیم باشد.
بردباری و شوخ طبعی از خصوصیات ضروری معلم خوب است. کسانی که با دانشآموزان کمتوان ذهنی سر و کار دارند، باید از هر یک از این ۲خصوصیت سهم قابل ملاحظهای داشته باشند، زیرا پیشرفت اینگونه دانشآموزان غالباً به کندی صورت میگیرد. در عین حال زمانی که نتایج ساعتها کار نمایان میشود، برای معلم و شاگرد پاداش بسیار خوبی خواهد بود.
خصوصیت دلخواه دیگر معلم این دانشآموزان، خلاقیت است، چون به همان صورت که ابداع شیوههای اجرای مهارت ضروری است، امکان دارد ساختن ابزار نیز ضرورت پیدا کند. وقتی تسهیلات و تجهیزات برای تدریس تربیتبدنی محدود باشد، معلم مبتکر با تغییر شکل و تطبیق ابزار موجود، وسایل مورد نیاز برنامههایش را خواهد ساخت.
افزون بر این معلمی که خلاق و مبتکر است، خیلی بهتر قادر خواهد بود نیروی خلاقیت را در کسانی که تعلیم میدهد بالا ببرد. چون در کلاسهای تربیتبدنی، دانشآموزان برای اجرای مهارتها به رعایت الگو وادار میشوند، امکان دارد به زودی نیروی خلاقیت در آنها رو به خاموشی گذارد.
برای معلم خوب تربیتبدنی توانایی سازماندهی ضروری است. صرفنظر از روش تدریس، اتخاذ شیوههای کلاسی دقیقا طراحی شده و فعالیتهای کلاسی خوب سازمان یافته از به هدر رفتن وقت ویژه جلوگیری میکند. اینها عوامل هستند که رسیدن به هدف مورد نظر را سهلتر و مطمئنتر میسازند.
نهایتاً اعتقاد معلم بر این است که در زندگی دانشآموزان کمتوان ذهنی نقشی داشته باشد و با ابداع روشها و شیوههای متعدد، برنامهاش را پیاده کند. وی از نعمت بینش برخوردار است و میداند که کدام شیوه را چه هنگام به کار گیرد. او مایل است و این توانایی را دارد که روشهایش را با نیازهای لحظهای مطابقت دهد.
● ویژگیهای یادگیری حرکتی و جسمی دانشآموزان کمتوان ذهنی
بسیار روشن است که کودکان کمتوان ذهنی نیاز دارند از نظر آمادگی جسمی، توانایی حرکتی و مکانیک بدن پیشرفت کنند. وضعیت بدنی اغلب این افراد معمولاً ضعیف است و شادابی جسمی چندانی ندارند. نحوه گام برداشتن آنان نامتعادل و نااستوار است و حکایت از آن دارد که هماهنگی کلی حرکات بدنی اکثر آنها ضعیف است. در مطالعات مقایسهای، همیشه دانشآموزان کمتوان ذهنی در زمینههای قدرت، تحمل، چالاکی، تعادل، سرعت دویدن، انعطافپذیری و زمان واکنش نسبت به کودکان هنجار امتیازهای پایینتری کسب میکنند.
به طور کلی میتوان گفت که دانشآموزان آموزشپذیر در انجام امور حرکتی بین ۲ تا۳ سال از کودکان هنجار، عقبتر هستند. اما امکان دارد برخی از این تفاوتها از عدم موفقیت در فهم مهارت حرکتی ناشی شده باشد تا ناتوانی انجام مهارت.
این دانشآموزان به لحاظ ناتوانیهای جسمی و ذهنی نیاز دارند که در بازیهای گروهی به تجربیات موفقیتآمیزی دست پیدا کنند. زیرا آنان اغلب پس از یک شکست مختصر تمایل کمتری در افزایش خویش نشان میدهند.
اگرچه آنان عموما قادر نیستند مانند بازیکنان عادی، مهارتی را در سطح عالی فراگیرند، اما این قدرت را دارند که مهارتها را در سطحی فراگیرند که در فعالیتهای عضلانی گوناگون شرکت کنند و بدین طریق آمادگی بدنی خود را افزایش دهند و قدرت حرکات بدن را بهبود بخشند.
بازی و ورزش علاوه بر ثمره جسمی، فرصتهای زیادی برای رشد اجتماعی و رشد عاطفی فرد فراهم میکند. پیروی از مقررات بازی و نیز رعایت نظام ورزشکاری یا منصفانه بازی کردن، کودک را به انضباط شخصی و خویشتنداری تشویق میکند و همکاری در محیطهای بازی موجب میشود که به توانایی ها و محدودیتهای خود و نیز تواناییها و محدودیتهای دیگر احترام بگذارد.
دانشآموز کمتوان ذهنی در برنامه تربیتبدنی به توجه ویژهای نیازمند است. زیرا محدودیتهای جسمی و اجتماعی وی موجب میشود که او نتواند به خوبی در بازیهای گروهی شرکت کند. وی حتی در برقراری ارتباط با فرد و احد هم دچار مشکل میشود.همچنین در یادگیری مهارتهای حرکتی، این دانشآموزان خطاهای خود را بارها و بارها تکرار میکنند. راهنمایی مداوم از طرف معلم در فعالیتهای گوناگون در کمک به آموزش مؤثر است و تکرار خطاها را از میان میبرد.
● ایجاد انگیزه در ساعات تربیتبدنی
دانشآموزان کمتوان ذهنی با شورو شوق فراوان به کلاسهای تربیتبدنی وارد میشوند، زیرا تغییر نوع فعالیت کلاس به خودی خود برای آنان جالب است. اگر علاقه اولیه به صورت طبیعی در آنان وجود ندارد، میتوان آن را به طرق مختلف ایجاد کرد.
▪ میتوان با نشان دادن تصاویر ساده و جالب، یک بازی را معرفی کرد.
▪ میتوان داستان کوتاهی نقل کرد که به فعالیتی که قرار است ارائه شود، مربوط باشد.
▪ اگر فعالیتها همراه با شعر و آواز و آهنگ باشند، علاقه او را برمیانگیزاند.
▪ بهتر است معلم تمام آنان را تشویق کند، فعالانه در فعالیتها شرکت کنند. بدون شک نباید در این راه به فشار متوسل شد. کودک کمتوان ذهنی به تأیید نیاز دارد و در پی آن است و اگر بداند این همان چیزی است که معلم از او میخواهد و آن را تایید میکند به سوی همکاری و شرکت در فعالیتها هدایت خواهد شد.
▪ باید از فعالیتهای این کودکان سخاوتمندانه تقدیر به عمل آید. امکان دارد نتیجه تلاش موفقیتآمیز نباشد، اما معلم باید به کوشش به عمل آمده ارج نهد. تقدیر بیشائبه معلم میتواند برای دانشآموز موثرترین انگیزه باشد و کمک کند برای یادگیری و پیشرفت و محیطی مناسبتر به وجود آید.
▪ در صورت امکان، شرکت معلم در بازی و فعالیتهای آمادهسازی نیز بسیار مناسب است. هنگامی که دانشآموزان کمتوان ذهنی میبینند آنچه از آنان خواسته شده برای همه، از جمله معلم مفید است، واکنش مناسبتری نسبت به فعالیت خواهند داشت.
▪ در حقیقت آگاهی و نحوه روش تدریس معلم است که میتواند ذوق و شوق لازم را در شاگردان ایجاد کرده و محیط تدریس را از هرگونه کسالت و سستی که موجب بیزاری از حرکات بدنی است دور گرداند.
در ساعات تربیتبدنی گاهی مشاهده میشود که بعضی از دانشآموزان در بازی شرکت نکرده و گوشهگیری اختیار میکند. معلم خوب باید با کنجکاوی انگیزه این شرکت را بفهمد که آیا ناشی از تنبلی است یا علت خاص دیگری دارد. چنانچه علت عدم شرکت سستی و تنبلی باشد، معلم باید با شناخت حالات روانی کودک که جزو ملزومات فنی معلمی است و با ایجاد رغبت و تمایل، کسالت او را به شادی و نشاط تبدیل کند و اگر عارضه تنبلی ناشی از عوارض روانی دانشآموز است به مشاورین مربوط مراجعه کند.
▪ این کودکان در اثر محرکهای بیشتر دچار حواس پرتی میشوند. آنها در هنگام بازی کردن توجهشان به چیزهای دیگری که در اطراف زمین بازی است جلب و موجب میشود علاقه اول را رها و به سوی جاذبه دوم بروند. بنابراین معلم باید محرکهای اطراف زمین را حذف کند. همچنین توجه و تذکرهای معلم برای خنثی کردن این حواس پرتی لازم است و به کودکان در تمام کردن وظیفهشان کمک میکند
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:29 AM
نظرات(0)
جواني است قد بلند متولد مهرماه 1353 در تهران و پدري از اهالي رفسنجان و كرمانيالاصل، بسيار باهوش فوقليسانس مهندسي صنايع از دانشگاه صنعتي شريف و مدرس فعلي در همين دانشگاه، عاشق فوتبال، بسيار كمرو و خجالتي (به خلاف ظاهر تلويزيوني) سر به زير، كمحرف، طرفدار انتقاد، نوگرا و داراي خانواده اصيل و معتقد به اصول.
ميگويند الكس فرگوسن سرمربي منچستريونايتد هيچگاه براي اين تيم كهنه نميشود چون هميشه تازه ميماند. انگار فردوسيپور هم هميشه نو است و كهنه نميشود.
از روزي كه تلفن همراه آمده او شماره تلفنش را عوض نكرده و با وجودي كه اين شماره نزد خيليها لو رفته ولي هيچگاه آن را عوض نكرده است چون او با اين تلفن معمولا نظرات افكار عمومي در مورد برنامهاش را ميفهمد. برنامهاش ركورددار SMS است. عادل، پول خوبي دوشنبه شبها به جيب مخابرات ميريزد و از اين طريق ثابت ميكند كه نزديك 25 ميليون بيننده تلويزيوني دارد! فوتبال پديده قرن ماست و وقتي اين بازي انجام ميشود سوالاتي در ذهن بيننده تلويزيون ايجاد ميشود كه بايد به اين سوالات پاسخ داد. برنامه نود وظيفه دارد كه اين سوالات را جواب بدهد. فردوسيپور به عنوان يك تهيهكننده، يك مجري و يك برنامهساز موفق توانسته در مدت كوتاهي جاي اين برنامه را در سيما و در قلب فوتبالدوستان باز كند.
شماره كفش او 45 است طوري كه وقتي روي پدال ترمز قرار ميگيرد احتمالا پدال گاز و كلاچ را هم فشار ميدهد! خودش عاشق فوتبال است و تمام اعضاي خانوادهاش بيزار از آن. او تمام مسابقات فوتبالي را تماشا ميكند و هميشه طرحي نو در سر دارد. سرعت انتقال دارد و بازي فوتبال او هم بسيار خوب است. كمتر ديدهايد كه مصاحبه كند و اگر گير افتاده باشد در حد چند كلمه بيشتر نميتوان از او حرف كشيد. روزي در جامجم به او گفتم: بيا مسابقه تايپ SMS بدهيم، چون مطمئن بودم كه به دليل سرعت در تايپ متن، عادل را شكست ميدهم اما به من گفت كه بهتر است منصرف شوي چون من حتي با چشم بسته نيز ميتوانم SMS را تايپ كنم! اتفاقا درست ميگفت چون در حالي كه واقعا نگاهش به جاي ديگري بود متن را با فشار انگشت مينوشت. عادل سعي ميكند برنامه نود را به هيچكس و هيچ چيزي نفروشد و از بهترين دوستش هم انتقاد ميكند، او مهارت دارد كه وارد ماجراهايي شود كه براي افكار عمومي جالب است و متخصص كشيدن مو از ماست است!با آمدن هوويي به نام ليگ برتر، ديگر از كارشناس فني استفاده نميكند و فقط كارشناس داوري را به برنامه ميآورد و در اين كار هم دستش تنگ است. گاهي اين كارشناسان خلاف آنچه در برنامه ديده ميشود نظر ميدهند و اين لج فردوسيپور را در ميآورد.
برنامه نود به دليل كثرت علاقهمندان هميشه برنامه اول ورزشي كشور است. دكتر اصغر پورمحمدي رييس شبكه سه كه فردي است باهوش و خوش اخلاق، به دليل وسعت نظري كه دارد برنامه نود را به همراه رييس گروه ورزشي يعني حسين آقا زماني به دقت ميبينند و اگر نظرات اصلاحي داشته باشند به عادل منتقل ميكنند. بيشتر جنجالهايي كه براي افكار عمومي جالب بوده در تلفنهاي اين برنامه وجود دارد. آنجا كه با سوالات پيچيده عادل سعي ميكند كه مخاطب را به چالش بكشاند و تمام زواياي پنهان را نيز مطرح نمايد. فوتبال چون خط قرمز ندارد و تمام اصحاب آن ورزشي محسوب ميشوند برنامه نود به راحتي ميتواند در اين حوزه جولان بدهد، اين جوان كه مردم را دوشنبه شبها، بيخواب ميكند و تا نيمههاي شب و بعد از تغيير تاريخ روي ساعتهاي مچي افراد براي ورزشدوستان سرگرمي ايجاد ميكند آنقدر باهوش است كه كارش را به خوبي و نوگرايانه ادامه ميدهد. سپهر الياسي، حسين فرجاديان، مزدك ميرزايي و بهزاد كاوياني در تهيه برنامه عادل را ياري ميدهند و به هنگام مونتاژ نيز حاج نوروزي، كوروش اسدي، فرهاد فاضلي، فريد زرگري، علي فرجي، حسن ياراحمدي گاهي تا 14 ساعت كار فشرده انجام ميدهند تا نود روي آنتن برود. جالب است كه بدانيد تا به حال مزدك ميرزايي دو بار و رضا جاوداني نيز دو بار نود را به جاي عادل اجرا كردهاند ولي انگار نود فقط به عادل وصل است. براي او كه برنامهاش دوشنبه آغاز و سهشنبه تمام ميشود آرزوي موفقيت داريم.
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:29 AM
نظرات(0)
کلمهای مثل آکروپولیس! همانها بودند که به تلافی آتش کشیدن آکروپولیس، پریسپولیس ما را آتش زدند اما زهی خیال باطل، ستونهای این بنا، هنوز آنقدر پابرجاست که وقتی نگاهش میکنی، غرور سرا پای وجودت را لبریز میکند. علی عبده، با الهام گرفتن از چنین نامی، باشگاه خودش را پریسپولیس نام گذاشت. سال ۴۶ که شاهین منحل شد، هوشمندی پرویز دهداری بود که مجموعه بازیکنان قدر شاهین را کنار هم حفظ کرد. آنها پراکنده شده بودند، یکی به پاس رفته بود، دیگری به عقاب، آن یکی راهآهن، اما دهداری فقط فکر میکرد!
پرسپولیس را صدا میزد. پرسپولیس متولد شد.
اگر بخواهیم تاریخ پرسپولیس را بهطور مختصر و طبقهبندی شده تشریح کنیم، این فصول را عنوان میکنیم.
۱) دوران شکوه اولیه
۲) دوران تثبیت
۳) دوران جنگ
۴) دوران آغاز حرفهایگری
۵) دوران جدال با بحران
● دوران شکوه اولیه
این دوران از سال ۵۴ ادامه پیدا کرد. در این سالها، پرسپولیس یک تیم کوبنده و قدر قدرت بود که به واسطه حضور ستارگانی مثل آشتیانی، همایون بهزادی، کلانی، ایرانپاک، خوردبین، علی پروین و... نفوذیترین و دیدنیترین نمایشها را در فوتبال ایران ارائه میداد. مهمترین حوادث این سالها به قرار زیر بود.
۱) قهرمانی در انتخابی جام باشگاهها و حضور ناکام در رقابتهای مورد نظر – ۱۳۴۷
۲) کوچ دستهجمعی یاران تیم به پیکان بعد از امضای پروتکل همکاری بین عبده و خیامی – ۱۳۴۸
۳) بازگشت بازیکنان از پیکان و آغاز فعالیت حسین فکری در پرسپولیس بهعنوان سرمربی – ۱۳۴۹
۴) مربیگری آلن راجرز در پرسپولیس و آغاز طوفانی تیم در دومین دوره لیگ منطقهای – ۱۳۵۰
۵) قهرمانی در لیگ ایران و آغاز فعالیت حرفهای در فوتبال – ۱۳۵۱
۶) قهرمانی در لیگ اول تخت جمشید، انحلال فعالیت حرفهای، فروش استادیوم اختصاصی – ۱۳۵۲
۷) خداحافظی ستارگانی مثل جعفر کاشانی، کلانی، محراب شاهرخی و بیوک وطنخواه از پرسپولیس- ۱۳۵۳
۸) قهرمانی در لیگ سوم تخت جمشید، خداحافظی همایون بهزادی از تیم- ۱۳۵۴
● دوران تثبیت
پرسپولیس از پیله دوران اولیه خارج میشد. تشکیلات این تیم سر و شکلی جدید یافته بود اما تیم از آن نشاط اولیه بیبهره بود. این دوران سالیان بین ۵۵ تا ۵۸ را شامل میشود.
۱) بهرهمندی از یک سرمربی روس به اسم کونوف، کنارهگیری ابراهیم آشتیانی و فریدون معینی از تیم – ۱۳۵۵
۲) حضور منصور امیرآصفی و سپس محراب شاهرخی بهعنوان مربیان تیم و تکرار نایب قهرمانی در مسابقات لیگ دوم تخت جمشید و استخدام اولین بازیکن اروپایی در فوتبال ایران – ۱۳۵۶
۳) استخدام ستارگانی تازه مثل محمد پنجعلی و محمد صادقی در تیم مدل تازه – ۱۳۵۷
۴) قهرمانی در جام شهید اسپندی، خداحافظی ذوالفقارنسب، الهوردی و زادمهر از تیم- ۱۳۵۸
● دوران جنگ
با آغاز دوران جنگ تعلق خاطر پرسپولیس از محل باشگاهش یعنی بولینگ عبده قطع شد. پرسپولیس بدون زمین تمرین و مامنی شایسته کار خودش را در اوج تنگدستی آغاز کرد. با این حال عوارض دوران جنگ تا ۲ سال بعد از پایان جنگ یعنی تا سال ۶۹ ادامهدار بود.
۱) شرکت در جام انتخابی تهران، حضور غلامرضا فتحآبادی و ضیاء عربشاهی در تیم- ۱۳۵۹
۲) واگذاری بولینگ عبده به بنیاد مستضعفان، قهرمانی در جام بینالمللی وحدت، استخدام ناصر محمدخانی، روحا... عبادزاده و بهروز سلطانی در پرسپولیس – ۱۳۶۰
۳) قهرمانی در جام باشگاههای تهران، خداحافظی محمد دادکان از فوتبال – ۱۳۶۱
۴) قهرمانی در جام حذفی سال ۶۱، عقب مانده از قبل، از دست رفتن قهرمانی سال جدید – ۱۳۶۲
۵) غوغای پروین با ثبت ۹ گل در ۶ بازی تهران، تعطیلی مسابقات باشگاههای تهران- ۱۳۶۳
۶) شرکت در جام دو گروهی تهران، غائله رضا عابدیان و ۳ بازی ۳- صفر به سود حریفان پرسپولیس و ناکامی سرخپوشان در صعود، حضور انصاریفرد، پیوس، شاهرخ بیانی و مرتضی فنونیزاده در تیم- ۱۳۶۴
۷) قهرمانی در جام باشگاههای تهران، شکست طلسم ۹ سال ناکامی برابر استقلال با پیروزی ۳- صفر، حضور رحیم یوسفی و سعید نعیمآبادی در تیم- ۱۳۶۵
۸) کسب ۳ جام قهرمانی تهران، حذفی تهران و حذفی کشور، حضور مرتضی کرمانی و محسن عاشوری در پرسپولیس- ۱۳۶۶
۹) تکرار قهرمانی در تهران، حضور مجتبی محرمی و کریم باوی در پرسپولیس- ۱۳۶۷
۱۰) تکرار قهرمانی در تهران، انتصاب پروین سرمربی پرسپولیس به سرمربیگری در تیم ملی – ۱۳۶۸
۱۱) تکرار قهرمانی در تهران، حضور سعید عزیزان و نادر محمدخانی در پرسپولیس – ۱۳۶۹
● دوران آغازحرفهایگری
پولی که وارد فوتبال دهه ۷۰ شد، چند برابر پول سالیان گذشته بود. با این حال، از سال ۷۲ بود که پرسپولیس تحت تاثیر آغاز دوران پولمداری در فوتبال قرار گرفت. آن هم زمانی بود که تیم زیر نظر وزارت معادن و فلزات رفت. تا وقتی وزارتخانه از تیم حمایت میکرد همه چیز خوب بود، اما به محض قطع این حمایتها همه چیز به هم ریخت و دوران سقوط و سرگشتگی در تیم آغاز شد.
۱) قهرمانی در مسابقات جام در جام آسیا – ۱۳۷۰
۲) قهرمانی در مسابقات جام حذفی کشور، حضور استیلی و خاکپور در تیم- ۱۳۷۱
۳) انتقال مدیریت پرسپولیس از سازمان تربیتبدنی به وزارت معادن و فلزات- ۱۳۷۲
۴) حضور بگوویچ، حمید درخشان و یورگن گده بهعنوان سرمربیان پرسپولیس در ۳ دوره مختلف و حضور عابدزاده، علی دایی، نامجو مطلق و پیروانی بهعنوان یاران جدید تیم- ۱۳۷۳
۵) اولین قهرمانی در لیگ ایران بعد از گذشت ۱۰ سال، حضور مهدی مهدویکیا و یحیی گلمحمدی بهعنوان بازیکنان و استانکو بهعنوان سرمربی در پرسپولیس- ۱۳۷۴
۶) شکست طلسم ناکامی برابر استقلال، استخدام کریم باقری، میناوند و بزیک در تیم- ۱۳۷۵
۷) کسب قهرمانی در لیگ پنجم حرفهای، خداحافظی فرشاد پیوس از فوتبال و حضور هاشمینسب، جلالی و کاویانپور در تیم- ۱۳۷۶
۸) حضور علی کریمی در پرسپولیس، بازگشت علی پروین به تیم- ۱۳۷۷
۹) قهرمانی در لیگ هشتم آزادگان- ۱۳۷۸
● دوران جدال با بحران
عوارض خروج از وزارت معادن و فلزات رفتهرفته خودنمایی کرد. تیم دچار بحران مالی و مدیریتی شد. اختلافها از زمستان ۷۹ تا بهار ۸۱ به طول انجامید، جنگ سهام با پیروزی سازمان به پایان رسید. در دوران جدید ظهور پول، حتی ارزشهای اخلاقی را تحتالشعاع خود قرار داده بود. پرسپولیس دوران جدیدی را آغاز کرده است.
۱) قهرمانی در لیگ نهم آزادگان و آغاز بلوی مدیریتی در پرسپولیس- ۱۳۷۹
۲) اوجگیری جنگ سهام در پرسپولیس، انتقال مدیریت به علی پروین- ۱۳۸۰
۳) قهرمانی در لیگ اول حرفهای، واگذاری مدیریت تیم به سازمان تربیتبدنی- ۱۳۸۱
۴) بازگشت علی دایی به پرسپولیس، سقوط تیم به سکوی پنجم لیگ حرفهای- ۱۳۸۲
۵) حضور راینر زوبل آلمانی در ترکیب تیم- ۱۳۸۳
۶) سقوط پرسپولیس به رتبه نهم جدول ردهبندی، خداحافظی عابدزاده از فوتبال- ۱۳۸۴
۷) حضور در فینال جام حذفی ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵
-
چهارشنبه 9 دی 1388
6:28 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



